ببین حقیقت خود خدای فراموش شده یکی از سنگین ترین چیز ها بود از طرفی فراموشی مرموز ترین موجود زنده تو داستان تقریبا فکر شکستن سرنوشت رو تو سر بافنده انداخت تنها کس عزیز برای بافندع بود هر کاری که فراموشی کرده باشه فراموش شده حتی خدایان هم اعمال اون رو فراموش کردن پس...........پتانسیل دخالت فراموشی تو داستان خیلی خیلی زیاده
آریل نبود رایم بود رایم هم صرفا تو قلمرو سایه زندانی بود نه اینکه مرده باشه مثل اینه جسم فانیت رو ببرن جهنم اونم به زور از اون جا فرار کرد و اینکه داری از بافنده حرف میزنی هیچ کس صورت پشت اون ماسک اهریمنی و حقایق پشت دروغش رو ندیده بود حتی خدایان هم چهره ی بافندع رو ندیده بودن بافنده کسی بود که یه جادوی مصنوعی و اجباری خلق کرد بافنده گی چیزی که به زور توی دنیا دست میبرد بر عکس شکل دهی و جادوی رونی بافندع طلسم کابوس رو از رشته های سرنوشت ساخت کسی بود که تمام آینده و حال و گذشته رو میدید حتی بیشتر از خدایان خود خدای جنگ گفت که ما هیچ چیزی راجب بون نمیدیدم بافندع حتی میتوسنت سرنوشت یک شخص رو خم قطع یا عوض منه.مثل نوکتیس
خب مشتی چه اسپویلی تو کابوس اول هم خدایان زنده بودن همه حتی خدایان تو کابوس کپی میشن
نه به یه چیزی فکر کنید طلسم کابوس از رشته های سرنوشت دوخته شده بافندع و سانی میتونستن به سرنوشت کل زندگی یک فرد نگاه کنن طلسم کابوس به همه ی افراد دنیا از طریق سرنوشت وصله پس میتونه یه اسکن کامل از سرنوشت یک شخص رو توی کابوس بیاره اصلا خود طلسم کابوس یه طلسم برای به کابوس بردن آن فراموش شده ی در خلأ هستش پس خیای راحت میتونه کابوس بسازه
حالا....... ببینید ما خدای جنگ رو تو کابوس پنجم دیدیم نوکتیس و کاناخت و........ پس کپیه بافنده هم تو کابوس هست صد درصد یه ملاقاتی بین اون و وارثش شکل میگره صد در صد یه کار هایی میکنه با سانی
حالا یه بحث دیگه توی زندگی های سایه ما زندگی برده دار پیر کابوس اول برده ی گنده ی جلوی سانی کابوس اول پروانه شک پادشاه کوهستان اولین خرچنگ ساخل فراموش شده کشته شده به دست سانی و...... رو دیدیم همه به دست سانی کشته شدن ولی توی زندگی که سانی تجربه کرده همه به شکل طبیعی مردن بدون وجود سانی
اصلا چطور شاهزاده دیوانه اومد تو خواب سانی چون شاهزاده دیوانه دقیقا خود سانی بود که با عبور از حلقه ی زمان میپره به گذشته و میشه سانی اصلی ولی خاطراتش پیش گناه آرامش محفوظ میمونه حالا چطور میاد سانی رو تو خوابش میترسونه؟ اصلا میدونستید ما تو کابوس سوم سه نسخه از سانی داشتیم
اقا الان قدرت سرنوشت از مرگ هم بالا تره یعنی ویور با کمک سرنوشت کل خدایان دیمن هارو کشتهتانا اینجاش اوکیه ولی من با بعد از مرگشون کار دارم چون طبق چیزی که تو داستان دیدم موجودات نفرین شده هم میتونن بخشی از خودشون رو داخل قلمرو سایه حفظ کنن پس بنظرت خدایان نمیتونن پس باید بین مفهوم مرگ عادی مفهوم مرگ اسپل یه فرقی باشه
ببیند مرگ رو یه خدا ساخته سایه مرگ رو ساخت و خودش هم تبدیل به مرگ شد ولی.....خب نمیتونست پنج تا خدای بزرگ و هفت تا دیو رو تو خودش همزمان جا بده ازطرفی ما مرگ بدنی داریم مرگ تکراری داریم تو داستان و مرگ همیشه گی از جهت دیگه جوهره ی روح موجود تو یه تیکه روح بلاخره تموم میشه مگر اینکه طلسم کابوس تمام هوشیاری خدایان رو نابود کرده باشه و دیو ها رو و از روح زنده مونده شون به عنوان موتور بینهایت جوهره ی روح استفاده کنه درضمن جنگ گفت که جهان خود خدایانه پس ممکنه که وقتی یه خدای بزرگ کامل بمیره پس قلمروش هم میمیره ولی تو داستان قلمرو ها سالم موندن فقط فاسد شدن