برای تغییر وضعیت، روی دکمه وضعیت کلیک کنید.
از دل شکست برخاستن؛ از میان زوال دوباره زنده شدن. آنگاه که اقیانوسهای عظیم به غبار بدل میشوند و رعد و برق فرو مینشینند، آن رشتهٔ مهِ معنوی بار دیگر به دنیای بزرگ ما نزدیک میشود. و اکنون که زنجیرهایی که جهان ما را در بند کشیده بودند گسستهاند— دنیایی کاملاً تازه از راز و شگفتی در انتظار است، همین که از این پیچ عبور کنیم... —— «ویرانههای مقدس» داستانی است که در دنیایی پساآخرالزمانی رخ میدهد؛ جهانی که پس از ویرانی دوباره بازسازی شده و از نظر فناوری و فرهنگ تقریباً به سطح دنیای کنونی ما رسیده است، هرچند تاریخ باستانی آن تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است. داستان از سفر پس از فارغالتحصیلیِ شخصیت اصلی آغاز میشود؛ جایی که او بقایای ویرانههای باستانی را کشف میکند و شاهد «دگرگونی بزرگ» میشود—تحولی عظیم که همه چیز را تغییر داد. زمین دگرگونشده نهتنها سرزمینهای تازه و ناشناختهای را پدید آورد، بلکه روند تکامل همهٔ موجودات زنده را نیز آغاز کرد. گیاهان و حیوانات شروع به کسب آگاهی کردند و برخی انسانها به قدرتهایی دست یافتند که تصورشان هم ممکن نبود. افسانهها، اسطورهها و داستانهای کهن ناگهان جان گرفتند؛ زیرا زمین وارد عصری تازه شد که در آن انسانها و موجودات وحشی گروههایی تشکیل دادند، سرزمینهای جدید را کاوش کردند و در نهایت برای برتری با یکدیگر مبارزه کردند. ما شخصیت اصلی را دنبال میکنیم؛ کسی که از یک جوان عجیبوغریب به یک جنگجوی قدرتمند و کارکشته تبدیل میشود، در حالی که با شخصیتهای بامزهٔ دیگری آشنا شده و پیوندهایی برادرانه شکل میدهد. او همانقدر که در موقعیتهای خطرناک گرفتار میشود، در موقعیتهای خندهدار نیز میافتد و در همین حال، کمکم اسرار این دنیا را کشف میکند. چرا جهان در وهلهٔ اول نابود شد؟ چه کسی یا چه چیزی این «دگرگونی» تکاندهندهٔ زمین را آغاز کرد؟ و چه رازهای عمیقی پشت فرایند تکامل نهفته است؟
1645 چپتر • صفحه 1 از 165