برای تغییر وضعیت، روی دکمه وضعیت کلیک کنید.
در سال ۲۰۳۰، بشریت با اولین فروپاشی واقعی خود روبرو شد... نه از طریق جنگ، بلکه با تهاجم ناگهانی "شبخزندگان"، موجوداتی که از دل تاریکی سر برآورده بودند و با هدفی جز بلعیدن نور خورشید برای تکامل خود نداشتند. اما آنها قادر به جذب مستقیم نور خورشید نبودند، چرا که این نور به همان اندازه که برای سایه در ظهر آفتاب کشنده بود، برای آنها نیز مرگبار بود. تنها راه جذب نور خورشید برای آنها، جذب از طریق موجودات زنده یا امضای قراردادی شبانه برای تصاحب بدن آنها بود که مصونیت مستقیم در برابر نور خورشید را فراهم میکرد. در عرض دوازده ساعت، بیش از چهار میلیارد نفر جان باختند و زمین به دو نیمه شب ابدی و روز ابدی تقسیم شد. درست زمانی که انقراض بشریت را تهدید میکرد، ستونهای نور مقدس از آسمان فرود آمدند، هزار شهر را از لوث شبخزندگان پاک کردند و پناهگاهی را در زیر نور الهی خود به انسانها ارزانی داشتند. یک قرن بعد، در منطقه هلیودور، دنیای کودک بیگناهی پس از هجوم دو شبخزندهی مرموز به خانهاش، قتل والدینش و بیرون کشیدن چشمانش از حدقه، زیر و رو شد و او را برای همیشه به بعد سایه، قلمرو شبخزندگان، متصل کرد. آیا این صرفاً یک جلسه تغذیه تصادفی برای آنها بود، یک ترور برنامهریزی شده، یا چیزی عمیقتر در پس این ماجرا نهفته بود؟ سفر لوی را دنبال کنید، در حالی که او بین تاریکی و روشنایی درهم میآمیزد و حقیقت پنهان در هر دو را جستجو میکند.
495 چپتر • صفحه 1 از 50