برای تغییر وضعیت، روی دکمه وضعیت کلیک کنید.
کارل که در خانوادهای معدنچی و بهشدت فقیر به دنیا آمده بود، فقط یک فرصت برای پیشرفت در زندگی داشت: روز سالانهٔ جذب نخبگان. در آخرین روز دورهٔ راهنمایی/متوسطهٔ اول، به هر دانشآموز در ملت اژدهای طلایی یک تزریق آزمایشی داده شد تا همسویی (استعداد) آنها با جادو بیدار شود. آن تعداد اندکی که موفق میشدند به «نخبه» تبدیل میشدند؛ رهبران و بتهای کشور، برخوردار از قدرتهای جادویی شگفتانگیز و مورد احترام همگان. اما کسانی که موفق نمیشدند، به زندگی عادیِ کار سخت و دستمزد اندک برمیگشتند و فقط سعی میکردند از پسِ روزگار بربیایند. با این حال، وقتی کشور از هر سو با دشمنان—هم انسانها و هم هیولاها—محاصره شده است، این روزهای آرامِ بتهای جادویی تا کی دوام خواهد آورد؟ داستان کارل را دنبال کنید؛ پسری که قدرتی منحصربهفرد را بیدار میکند و برای تبدیل شدن به نخستین «ارباب هیولای افسانهای» جهان تلاش میکند.
1783 چپتر • صفحه 1 از 179