برای تغییر وضعیت، روی دکمه وضعیت کلیک کنید.
سوبارو ناتسوکی فقط میخواست برود فروشگاه شبانهروزی، اما سر از دنیایی دیگر درآورد که به آن احضار شده بود. او با چیزهای معمولِ این جور ماجراها روبهرو میشود—موقعیتهای مرگبار، زیبای مونقرهای، پریهای گربهای—میدانید دیگر، چیزهای عادی! همینها هم به اندازهٔ کافی بد هستند، اما بدتر اینکه او نامناسبترین توانایی جادویی ممکن را هم به دست آورده است: سفر در زمان… با این شرط که برای فعال شدنش باید بمیرد. وقتی تنها کاری که از دستت برمیآید مردن است، چطور میتوانی دینِ کسی را که جانت را نجات داده ادا کنی؟
1392 چپتر • صفحه 1 از 140