برای تغییر وضعیت، روی دکمه وضعیت کلیک کنید.
در جهانی که بهدست شکافها از هم پاشیده و هیولاها آن را فرا گرفتهاند، تنها امید بشریت در احضارگران نهفته است؛ جنگجویان نخبهای که بر موجودات اسطورهای فرمان میرانند. آنها افسانهاند. آنها سلبریتیاند. آنها قدرتمنداناند. در روز مراسم بیداری استعداد، گادفریِ شانزدهساله با شگفتی تماشا میکند که همسالانش دستههای گرگهای مخوف، هیدراهای عظیم و حتی اژدهایان افسانهای را فرا میخوانند. وقتی نوبت خودش میرسد، به هر چیزی امید دارد که او را از پایینترین طبقهٔ جامعه بالا بکشد. اما آنچه بیدار میشود نه یک هیولا، بلکه یک میراث است. چون تنها یک شوالیهٔ زرهپوش از عصری فراموششده در او تجلی مییابد، طرد و مسخره میشود و او را شکستخورده میدانند. اما همهشان اشتباه میکنند. او یک سرباز معمولی را احضار نکرده، بلکه «خونزادگان نظم طلایی باستان» را بیدار کرده است. در حالی که دیگران به گلههای وحشی و اژدهایان غران تکیه دارند، گادفری قدرت منظم، بیهمتا و مهارنشدنیِ فرماندهان شوالیهٔ طلایی را در اختیار دارد. شمشیر یک شوالیه از نفس اژدها سریعتر حرکت میکند. تیر یک کماندار میتواند از هزار قدم آنطرفتر قلب یک هیدرا را بشکافد. آنها قدرتش را ضعیف مینامند. اما بهزودی آن را افسانهای خواهند خواند.
405 چپتر • صفحه 1 از 41