برای تغییر وضعیت، روی دکمه وضعیت کلیک کنید.
جیانگ چانگشنگ در پادشاهی جینگ به عنوان ولیعهد تناسخ یافت. اما او در بدو تولد جابجا شد و برای بزرگ شدن به معبدی فرستاده شد و به عنوان یک تائویست تربیت گردید. تغییر سرنوشت او ویرانگر بود. خوشبختانه، او توانست سیستم بقا را بیدار کند و قدرتی را به دست آورد که از پیری نمیرد. هر بار که از یک رویداد خطرناک جان سالم به در میبرد، پاداشهایی دریافت میکرد. برادر بزرگترش تقریباً او را به طور تصادفی کشت. او به طرز خوش شانسی از آن جان سالم به در برد و پاداش لگد سایه الهی را دریافت کرد. او تقریباً زمانی که سقف در طول زلزله روی او افتاد، له شد. او توانست گام اژدهای جویای نه را به دست آورد. پس از جان سالم به در بردن از حمله شیاطین، او پاداش گنج جادویی، گرز دیو کش را دریافت کرد. این جهانی بود که در آن پادشاهیها سربلند بودند، شیاطین در بیابانها میتاختند، هنرهای رزمی در خیابانها حاکم بود و خدایان وجود نداشتند. سیصد سال گذشت. پادشاهی جینگ رو به زوال بود. دوکها گرد هم آمدند و امپراتور را عروسک خیمهشببازی خود کردند. پادشاهی تقسیم شد. پس از دههها درگیری داخلی، پادشاهی در آستانه تهاجم قرار گرفت. شهروندان تقریباً در جهنم زندگی میکردند. شاه عروسکی، جیانگ خوآنژن، به معبد آمد و التماس کرد: «ای جد! من برای ضعفم عذرخواهی میکنم! لطفاً! به ما کمک کنید تا شکوه گذشته را بازگردانیم!»
791 چپتر • صفحه 1 از 80