برای تغییر وضعیت، روی دکمه وضعیت کلیک کنید.
در هجده سالگی، او به عنوان یکی از پنج قهرمان پادشاهیاش برای مبارزه با دشمن بزرگ سرزمین انتخاب میشود. اما نشان او «احمق» است، بدترین نشانها. به جای مردن یا خدمت به قهرمانان دیگر مانند احمقهای گذشته، او خواهر کوچکش، دوست دوران کودکیاش و سگ سهسرش را جمع میکند و به سمت دانشگاه میگریزد به امید پناهگاه، جادو و کشف حقیقت درباره شر سرزمینش. تنها یک مشکل کوچک وجود دارد: این نشان سعی میکند جادو را خراب کند در حالی که مهارتهای خارج از الهیات، مبارزه و افسونگری را تقویت میکند... مگر اینکه بتواند یاد بگیرد چگونه از آن نهایت استفاده را ببرد. ***** این اولین بار است که داستانی به سبک رمان وب مینویسم و امیدوارم از آن لذت ببرید. من داستانهای پیشرفت را دوست دارم و همیشه میخواستم یکی شبیه به رمانهای وبی که مرا الهام بخشیدهاند، بنویسم. بهروزرسانیها: سهشنبه-چهارشنبه-پنجشنبه-جمعه-شنبه. در حال حاضر ۲۰ فصل پیشرفته در پلتفرم پاترئون من به عنوان تشکر از حامیان وجود دارد. به ما در دیسکورد بپیوندید! .gg/A4M3CzfWBn. فصلها تقریباً ۲۰۰۰-۲۵۰۰ کلمه خواهند بود. [شرکت کننده در چالش Royal Road Writathon] *** امتیاز: این داستان شبیه یک فیلم PG-13 است. خونریزی و مقداری ناسزاگویی وجود خواهد داشت اما فراتر از آن نخواهد رفت. اگر تغییری رخ دهد، به شما هشدار خواهم داد. لحن: لحن ترکیبی از اکشن-ماجراجویی با هیجان، کمدی، عناصر زندگی روزمره و رمز و راز خواهد بود. من این داستان را خیلی تاریک نخواهم کرد. به جنگ، مقداری مرگ، غم و خشونت اشاره خواهد شد. شخصیت اصلی: شخصیت اصلی تحلیلی/منطقی با احساسات است. او عمدتاً بر احساسات خود کنترل دارد. شخصیت اصلی در قدرت پیشرفت خواهد کرد و در نهایت بسیار قوی خواهد شد. وقتی این اتفاق بیفتد، تگ «رهبر قدرتمند» را اضافه خواهم کرد. مبارزات: مبارزات با جزئیات خواهد بود. *** چیزهایی که این داستان نخواهد داشت: - محتوای بسیار تاریک و خشن - طرحهای قاتل بیهدف - شخصیت اصلی ضد قهرمان و تند و تیز - شخصیت اصلی صلحطلب - حرمسرا
944 چپتر • صفحه 1 از 95