برای تغییر وضعیت، روی دکمه وضعیت کلیک کنید.
زمین، هزاران سال پس از آخرالزمان. فناوریها و پیشرفتهای بیشماری با گذر زمان از بین رفته بودند؛ زمانی که «اسپکترها»، موجوداتی هولناک با قدرتهای ترسناک، ظاهر شدند و جهان را نابود کردند. در طول هزاران سال بعد، بشریت بارها تلاش کرد خود را از نو بسازد، اما هر بار دوباره نابود شد. هیچکس گذشته را به یاد نمیآورد. هیچکس به خاطر ندارد که انسانها روزی چه دستاوردهایی داشتهاند. اکنون همه در جهانی زندگی میکنند که اسپکترها بر آن فرمانروایی میکنند. ——— پسری که دچار فراموشی شده بود، در میانهی «درگز» بیدار شد؛ بدترین بخش شهر «کریمسون فانگس». پسر بزرگ میشود و سرانجام آنقدر قوی میشود که بتواند در آزمون یکی از معتبرترین مشاغل موجود قبول شود: «استخراجکنندهی زفیـکس»، کسی که میتواند قدرتهای اسپکترها را برداشت کند. اما متأسفانه، او در گذشته از یک اسپکتر قدرتی به دست آورده بود و همین باعث میشد برای این شغل واجد شرایط نباشد. اما بعد، مردی مرموز به دیدنش میآید. و سرانجام، بخت به او رو میکند.
992 چپتر • صفحه 1 از 100