برای تغییر وضعیت، روی دکمه وضعیت کلیک کنید.
چو سِکیاِی در زندگی گذشتهاش، قهرمان جنگی شکستناپذیر، کو اِیهو، بوده است—پس کار سختی در پیش ندارد، مگر نه؟ اکنون، هزار سال بعد، تمام آنچه او میخواهد به دست آوردن یک شغل اداری راحت و بیدردسر به عنوان یک مأمور دولتی و ساختن یک زندگی آرام برای خودش است. اما حیف که او هنوز از تواناییهای رزمی خاصی برخوردار است که خودش هم نمیتواند توضیحشان دهد. حیف که در کودکی توسط یک ژنرال سرشناس به سرپرستی گرفته شد و در کنار چو هاکوری، که به استعداد و زیباییاش شهره است، آموزش دید. حیف که به نجات دادنِ تاجران نابغهٔ زیبا (و البته نسبتاً خام و ناپخته) عادت کرده است. سکیاِی واقعاً مشتاقِ کمی آرامش و سکوت بود تا بتواند لم بدهد و کتاب بخواند، اما زمانی که کشور بیگانهٔ «گِن» هجومی را آغاز میکند که منجر به جنگ میشود، او مجبور میشود کتابهایش را زمین بگذارد. سکیاِی با قدرت مهارتهایی که امیدوار بود هرگز دوباره مجبور به استفاده از آنها نشود، بار دیگر ناچار خواهد بود در میدان نبرد نامی برای خود دستوپا کند... آیا او و دوستانش برای نجات میهن خود کافی خواهند بود؟
13 چپتر • صفحه 1 از 2