برای تغییر وضعیت، روی دکمه وضعیت کلیک کنید.
در سالهای پایانی دوران «داچیان»، ستمگران آزادانه میتاختند، جنگها بیوقفه شعلهور بودند و مردم دیگر توان ادامهٔ زندگی نداشتند. پس از تناسخ، چن جیه خود را در بدن یک قمارباز دائمالخمر مییابد؛ در خانهای که دو خواهر بداقبال با او زندگی میکنند. خواهر بزرگتر، سو یونجین، همسر اوست و او همچنین یک خواهرزن پنجساله به نام سو یونرویی دارد. خانواده آنقدر فقیر است که به سختی میتوانند شکمشان را سیر کنند. ناگهان همسر زیبایش با لبخند وارد میشود و کاسهای فرنی داغ برایش میآورد. «شوهرم، دیروز اشتباه کردم. لطفاً تا داغ است کمی فرنی بخور.» چن جیه وقتی کبودیهای روی صورت همسرش را میبیند، احساس میکند چیزی درست نیست.
1795 چپتر • صفحه 1 از 180